چراغ امید (مادر)

  مادرها شبیه نخ تسبیح میمانند ،

به نسبت دانه ها کمتر خودنمایی میکنند

اما اگر نباشند هیچ دانه ای کنار دیگری نمیماند‏ !‏

خدایا نخ هیچ تسبیحی پاره نشود … .

مادر

مادرم پاییز شد،

تا مرا بهاری کند،

خدایا، حال و هوای هیچ خانه ای را زمستانی نکن…

توکل و شکر گزاری

گاهی اوقات کافیه مثل پرندگان کوچک ،

از قید اسارتهای نفس  درون وبیرون

به زیر سایه بان گسترده عرش الهی پناه ببریم  و

روح و دلمان را صفا دهیم

گاهی اوقات کافیه از یک زاویه دیگه به خدا توکل کنیم و

شکرش رو به جا بیاریم

(من ایرانی هستم).فرهنگ غربی

مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است مرد به طرف انها میدود و با سگ درگیر میشود..سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد..پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت آنها می آید و میگوید :تو یک قهرمانی...

فردا در روزنامه ها می نویسند :

 یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد!

 اما آن مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم!

 پس روزنامه های صبح می نویسند:

 امریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد!!

 آن مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم!!

 از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی ؟

««« من ایرانی هستم »»»

 فردای آن روز روزنامه ها این طور می نویسند :
یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت!!!